ماه اول زندگی
سلام پسر گلم.میخوام برات از روزهای بعد تولدت برات بنویسم.درسته با تاخیر مینویسم.دیگه مامانیرو ببخش. بعد اینکه از بیمارستان مرخص شدیم تا 2طول کشید.تو خونه هم نمیتونستی سینمو بگیری.عصر خاله با هاله اومدن خونمون که هاله گفت برات از دکتر وقت گرفته.منم با اون حال رفتیم مطب که افتضاح شلوغ بود.اونجا یادم دادن که چطور بهت شیر بدم.دکتر هم وزنت کرد که پایین اومده بود.گفت تا بتونه سینتو بگیره بهش شیر خشک بده با قاشق.که فقط یه بار بهت دادم.جای بخیه هام هم کمی درد میکرد.تا صبح گرسنت که میشد گریه میکردی.به زور یکم شیر میخوردی.ولی خدارو شکر از فردا بهتر شد.هر هفته هم برا چکاب میرفتیم دکتر.23روزه بودی که ختنه شدی.اونروز نتونستم تو مطب بمونم گریم گرفت رفتم ب...
نویسنده :
مامانی
11:52


